ترسِ کهنه...

خرید بک لینک

این روایت میترسانَدَم، که حضرت عیسی را دیدند در دشتی، سراسیمه و عاصی میدوید، بعد که علت را پرسیدند، فهمیدند که از مجادله با نادانی به آن حال افتاده بود... جهل، کوریِ ترسناکی میآورد، تاریکی اش مُسری است و شبِ ترسش، دامنگیر. مرا از این جماعتِ دَدخوی کثیفِ تروریست، بیشتر از اسلحه و خون ریختنشان، جهلِ مطلق و جهانِ کری و کوریِ محضی میترسانَد، که خود را در آن به زنجیر کشیده اند. این مجانین، خاکستر حاصلِ تاریخ تمدن بشر را به باد میدهند و ترسِ اصیل این است...

مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 148 تاريخ: پنجشنبه 18 خرداد 1396 ساعت: 11:52

صفحه بندی