برعکس همیشه که پر از حرف بودم، پر از بی حرفی ام، صحبتم نمیآید. خانه انگار دِیر، برای سکوتم آغوش و برای انزوایم مأواست. رفت و آمدکی هست ناگزیر و سایه وار، دالانِ من همه جا میآید اما و مثل نگهبانِ جان، محیط وفادارم است تا خلوتم به همه جا راه پیدا کند. نمیدانم این حال دلخواهم است یا جبری، یک لحظه آرامم، یک لحظه بی قرار و افروخته، ولی تمامِ منظمی دارد توالی قرار و بی قراری و بیرونش شبیه عادتیست قابل پذیرش، مثل همیشه آزمون صبر است و من سعی میکنم به خاطرش.
ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134