دیشب

خرید بک لینک

دیشب، یک شب قبل از مرگش، جان کسی را نجات دادم، که چهارسال است مرده...

دیشب، شب مرگش، برایش بسیار گریستم، برای صورت مهربان رنجوری، که امثال و حکم گویان در لباس سپید رفته بود قبل از رسیدنم، مهربانی اش گل کرد و دستهای مرده اش را برایم تکان داد.

دیشب برای اولین بار، دست کسی را در لباسِ مُردنش گرفته بودم. شکل مرگش، آرام و کهنه و بی انتظار بود.

مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: دیشب, نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: جمعه 24 شهريور 1396 ساعت: 22:07

صفحه بندی