ریشهها

خرید بک لینک

سرَم به کار خودم است، ولی فکرم یک چهارراه پرازدحام. مکدّرم امّا در تنم غیرتی برای برآشوبیدن نیست. غیرت نه، که انگیزهای.

«هرکس آن طور فکر نمیکند جمع کند و از این کشور برود» را بارها و بارها به خاطر آوردم. برای من اینکه «چه کسی گفت»اَش مهم نبود؛ حتّی منتظر شنیدن عذرخواهی نبودم، که «آبِ ریخته» بود و حمله به گوینده و پذیرفتن یا نپذیرفتنِ عذرخواهیاش اصلاً دغدغهام نبود. آنچه مسلّم است این تراوشی از یک جریان عقیده است که از چشمهی «آتش به اختیار» بودنها آب میخورَد. عاقبتِ عجیب و خطرناکِ «انقلابیگری» است، در پوشش هر باور و به پشتگرمیِ هر جهانبینیِ به انحرافرفتهای که باشد.

امیدوارم در طولِ زمان بتوانیم ریشههای اندیشهی منتقد و تعامل با غیرهمفکر را در نسلهای نو، جایگزینِ روحیهی «انقلابیگری» کنیم. انقلابیگری یعنی نقطهی پایان بر حوصله، مدارا و اندیشهای که بر تولیدِ دستاوردهای بادوام و سازنده متمرکز باشد. انقلابیگری یعنی نقطهی آخرِ هرچه همساز نبود را با خون و زنجیر گذاشتن.

مناظر دلخواه...

ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 13:36

صفحه بندی