من پمپ کوچکی هستم. از طلوعهای هربارهام، نفس ناچیزی به جان عرضه میدارم. مثل غنچهی ریزی، در پایینی ترین اشکوبهای ساقهی گمشدهای در یک دشت انبوهِ بابونه. من غنچهی ریز پنهانِ یک بابونهام که به آن دشت انبوه، به سهم ناچیزش، عمق و جزئیات میدهد. همانقدر ناچیز، همانقدر تأثیرگذار.
همانقدر ریز و تعیینکننده، که ارزش ساختن یک ذرهبین را...
مناظر دلخواه...ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142