بر خالی ها، بر دردهای بی زبان، صبوری کردن، مهربان و بی آزار و بزرگت می کند. این مسیر را تمرین کن. بدون گلایه، هر روز گلایه را کمتر کن، مثل هرچیز دیگری، شهوتِ غُر زدن هم آب می رود. سبک می شوی و عادتت خوب می شود.
نرم و خوش خوشک، نزدیکم به سراشیب عمر، جوانی ِ شناسنامه ام، رو به غروب است. 35 ساله خواهم شد یکی دو ماه دیگر، چهره ام، دلم و ذهنم، هنوز از خانه ی جوانی دل نکنده اند و چه خوب، می شود هنوز خسته و آهسته و پیوسته، راه پیمود و از آینه حرف های خوب شنید.
آرزویم این است که هرچه پیشتر می رود، برای خود بودن و برای خود خواستنم، کمتر و کمتر و کمتر بشود. آرزویم این است که از پسِ ساختن خودم برآمده باشم تا فرصت دارم، دریا باشم وقت مردن، آنوقت، مرگ کوچک خواهد بود.
آمین ها...
ما را در سایت مناظر دلخواه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 144